دسته بندی ها
 

 

سفارش شرف شمس 97

با تلفن 44494111 -021  یا 44493109 کد نگین، انگشتر ویا آویز خود را اطلاع دهید ویا به شماره 09124900644 تلگرام ارسال نمائید 

ذکر ، meditation

سایت:www.gem19.ir  

و سایت : www.sharafshams.ir

و تلگرام :  http://t.me/gem19

و اینستاگرام : https://instagram.com/gem_19

 آدرس: تهران  بلواراشرفی اصفهانی مرکزخریدتیراژه طبقه 2 پلاک 19  گالری سنگهای شفابخش تیراژه

 

 
 
نمایشگاه
دستبند پهن فلورین
دستبند پهن فلورین
D23-1
380,000ریال
 
سبد خريد
0 مورد
 
پشتیبانی سریع

ثبت نام شرف شمس 97

لطفاً با تلفن 44494111 -021 تماس حاصل فرمائید ویا به شماره موبایل 09124900644یغام دهید و مشخصات خودوکد نگین، انگشتر ویا آویز خود را از روی نمونه های موجود داخل سایت بمااطلاع دهید تا ما شرف الشمس مورد نظرتان را برای شما تاروز موعود19فروردین 1396برای انجام اعمال خاض شرف شمس کنار بگذاریم وروزروز20فروردین ارسال نماِئیم

 
نظرسنجی
نظر شما راجع به فروشگاه ما چیست؟
مشاهده نتایج
 
محصولات تصادفی
 
آمار سايت
 امروز  152
 هفته  474
 ماه  474
 سال  474
 بازديد کل  474
 افراد آنلاين  3
 
ویژه ها
 

Karma

کارمارچیست:(کارما=مکافات عمل) What is Karma

بَلي‏ مَنْ کَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطيئَتُهُ   یعنی: بله کسی که گناه کند ؛آثارگناه او را حاطه می کند.اگرماباگناه دیواری دورخودبکشیم آیا می شودتوقع داشت تا نورالهی بما بتابد؟!!!وچشم دل ماشاهد تجلیات الهی شود؟!پس بیائیم گناه شناسی کنیم وتوبه از کردارگذشته (اَستغفرالله رَبی واَتوب الله)

عمل صالح

 

ترجمه دوآیه فوق یعنی :گفتار نیک وکردار نیک بالا می رود ولیکن اعمال

 بد دورشما را احاطه می کند 

هر عملی واکنشی داشته و همچنین هر واکنشی خود واکنشی دیگر به دنبال دارد و این چرخه همیشه تکرار خواهد شد. قانون کارما میگوید شما در هرمکان و هر زمانی که باشید،در دنیا یا در آخرت ، در آسمانها یا در داخل زمین، پشت محکمترین دژها و یا بر تخت سلطنت، کارمای اعمال شما دیر یا زود، به شما بازمیگردد. منظور اینکه هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی و یا از هر دست بدهی، از همان دست می‏گیری . هر نیتّی که میکنید و یا عملی که انجام می دهید دست به دست چرخیده و همانند آن به خودمان باز می‏گردد.آیات قران می فرماید هر عمل خوبی که انجام می دهی نزد پروردگار می رود زیرا از خداست ولی  وهر عمل بدی که انجام می دهی دور خودت را احاطه می کند چون از نفس خود تو اعمال شده واین احاطه گناه یا سیئه یا ذنب ویا اثم باعث ظلمت در اطراف ما شده تا نور الهی که حاوی شعور وفرمان است وارد کانال های مردین ما نشود در نتیجه شعور سلولی ازبین رفته وسلول بی شعور می شود.بهتر است ذهن خود را از تناسخ راجع به کارما پاک کنید شرقی ها کارما را بیخود به تناسخ ربط داده اند قران این مسئله را روشن نموده کارما اعمال بد است که اطراف مارا احاطه می کند(احاطت به سیئه) پس اعمال  خوب کارما نیست بلکه اجر اخروی وابدی دارد که طبق آیات قران  نزد خداوند رفته وبما برمی گردد. قران برای ما حجت است وقتی ما کلام وحی داریم ما نمی توانیم تئوری وتز فکری  شرق وغرب را کورکورانه قبول کنیم .

سلول بی شعور مریض می شود که بدترین آن سرطان است که بی خودی تکثیر می کند  ، مثلا سلول خون که هر سلول با شعورسلولی 64 پارامتراندازه گیری خود رابا دقت میلی گرم  تنظیم می کند

پارامتر های خون

به یک باره یکی ازپارامتر های خود مثلاًانسولین راتولید نمی کند  وشخص دیابت می گیرد  وپزشک به او انسلین تزریق کرده وسلول بی چاره که می بیند انسلینش تامین شده دیگر انسلین تولید نمی کند وشخص بالاخره تلف می شود زیرا باور پزشکان بر این است که پانکراس انسلین تولید می کند نه شعورسلولی خون  بدنیست بدانید هرفرد 500000000000000 سلول خون دارد که هر سلول 64 پارامترش بادقت میلی گرم کنترل می شود مگر پانکراس می رسد در آن واحد این عملیات عظیم را انجام دهد

 "کارما" اصولاهمان عمل و اقدام بدیا سیئه  در قالب  یک حرکت بدنی یا یک حرکت ذهنی مانند یک اندیشه  و یا یک احساس  دور ما را احاطه کرده و توسط کراماً کاتبین ضبط می شود که طبق آیه قران که می فرماید:"  اَحاطت بِه سیئهً "آن فقط دور ما می ماند ولی ضبط شده های خوب بلافاصله نزد پروردگار می رود جالب اینجاست که اجازه کراماًکاتبین سمت چپ بدست کراماًکاتبین سمت راست است که ضبط نکند شاید شخص خاطی توبه کند وضبط نشود (لازم به یادآوریست که کراماًکاتبین سمت راست اعمال خوب وکراماًکاتبین سمت چپ اعمال بدرا ضبط می کنند)

هرمیل و آرزوئی هم که در ما پدید می آید بازهم کارمای آینده مارا می سازد یکی از لایه های کارما همیشه  در گذشته و لایه دیگر در زمان حال برای  آینده دور ما ساخته شده وما را احاطه می کند .

چه بسا فکر بدی که قرار بود اتفاق نیفتد ؛انجام پذیرد. قران کریم در این باره می فرماید:إِنْ تُبْدُوا ما في‏ أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ یعنی اگرکاری را  آشکارا بعمل درآیدیا بعمل درنیاید وفقط بصورت  فکر مخفی در ذهن خطور کند خداوند بحساب هردو میرسد(بحساب میرسد یعنی بلافاصله کارما در اطراف ما درست می شود که این کارما با چشم بصیرت قابل رویت است.

هیچ چیز بدون علت نیست، برای هرچیز علتی وجود دارد. تنها ذهن محدود ماست که نمی‌تواند علت را پیدا کند. ما نمی‌توانیم حقیقت وجود رنج را نادیده بگیریم. آیا این رنج علتی دارد؟ و اگر دارد آیا می‌توان علت آن را برطرف کرد؟ اگر رویدادهائی که باعث رنج هستند، تصادفی باشند، به این معناست که ما هیچ کنترل و نفوذی روی آنها نداریم، پس ما فاقد قدرتیم و تلاش معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند. شاید هم تصور بر این باشد که رنج از جانب یک قادر مطلق اعمال می‌شود پس باید تلاش کنیم تا گناه خود راکاهش دهیم.
رنج ناشی از تصادف نیست. بلکه علتی دارد، همان‌طور که همه پدیده‌ها علت دارند. قانون علت و معلول، قانونی کلی و جهانی برای همه عالم است و مهم است که بدانیم علت‌ها از کنترل ما خارج نیستند، کارما اعمالی است که در طول زندگی انسان دور واطراف کالبد بدن شکل می‌گیرد. به عبارت دیگر کارما بازتاب فعالیت‌های زندگی ماست که بصورت قفس یا دیوار دورما را احاطه نموده است( قران کریم در این باره میفرماید : احاطه به سیئه یعنی کناه دور شما را احاطه می کند). کارما بازتاب نه به معنای سرنوشت که امری خارج از کنترل ماست بلکه در مفهوم لفظی به معنای عمل است. به این معنا که همه وارث اعمال خود هستند، اعمال انسان‌ها پناهگاه آن‌هاست، هرچقدر اعمال بد یا خوب باشد زندگی نیز براساس آن رقم خواهد خوردوبیماری یا حوادث ناگوار شکل خواهد گرفت ،  کارمای گذشته کارمائی  ایست که از ابتدای تولد تاکنون کسب کرده‌ایم ولی  کارمائی که اکنون انجام می‌دهیم و با قدرت تصمیم و اراده‌ ما  تغییر می‌کند ،کارمای بد گذشته غیر قابل تغییر است واز بین نمی رود مگر با انجام کار نیک زیرا اعمال صالح است  که می تواند اعمال بد را ذایل سازد  . قران کریم دراین باره میفرماید :( انَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات  یعنی اعمال خوب بدی ها را میبرد). اگر وصل شویم به اصل روح خود که خداوند است سرنوشت می‌توان تغییر داد یا فسخ کرد بشرطی که ما تسلیم خداوند شده وانجام کارها را به او واگذار کنیم (قران کریم می فرماید فوِّضُ أمری إلَی الله إنّ الله بصیرٌ بالعباد)  اگر بتوانیم سرنوشت خود را با شادی پذیرفته و با آن روبرو شویم، غمگین نخواهیم شد و سلامت خود را به خطر نخواهیم انداخت تنها انسان ناآگاه است که از سرنوشت گله و شکایت می‌کند و آن را نمی‌پذیرد.زیرا خودرا عامل می بیند نه خداوند را در صورتی که خداوند در قران کریم میفرماید : قُلْ لا أَمْلِکُ لِنَفْسي‏ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذيرٌ وَ بَشيرٌ، اعملواعلي مكانتكم اني عامل ) هرگاه ما به این درک وشعور وفهم وآگاهی برسیم که هر عمل خوب که ما انجام بدهیم خداوند انجام داده وهر عمل بدی که انجام بدهیم شیطان انجام داده وفقط ما امکان اعمال انتخاب آندو عمل را داشته بودیم آنوقت حجاب "من" بکلی بیک باره برداشته میشود وتمام معرفت ها باز میشود فقط باید این نکته مهم را درتمام لحظات عمر از این ببعد تجربه کنیم
کارمائی که از بدو تولد تاکنون دور واطراف کالبد بوجود آمده همانند هاله ای از  ظلمت بالقوه‌ای هستند  دراطراف ما که با داشتن یک زندگی ساده و منظم رو به بهبود و سلامت می‌روند. به‌کارگیری امور معنوی و فعالیت‌های روحانی، کار ما را با وحدت وجود هستی هماهنگ کرده و مؤثرترین روش هماهنگی با جهان هستی و یا به عبارتی خلاصی از کارماهای گذشته با انجام انجام عمل خیر بدون توقع و انگیزه خودخواهانه است.زیرا این کار نوعی پاکسازی است که فرد را تصفیه می‌کند.  بهترین عمل برای رهائی از کارمای ایجاد شده در اطراف بدن که باعث مسدودشدن ورود نور وشعور الهی  بدرون کالبد  می باشد اانجام گفتارنیک ،پندارنیک وکردارنیک است

 می‌توان با تسلط داشتن بر اعمال، سرنوشت خود را طوری رقم بزنیم که باعث رنج بیشترمان نشود، هر کدام از ما می‌توانیم با اعمالی که انجام می‌دهیم، به رنج خود خاتمه دهیم. 

حضرت علي (ع)ميفرمايند:

مراقب افکارت باش

که گفتارت میشود

مراقب گفتارت باش

که رفتارت میشود

مراقب رفتارت باش 

که عادتت میشود 

مراقب عادتت باش

که شخصیتت میشود

مراقب شخصیتت باش

که سرنوشتت میشود

اعمالی که ما انجام می‌دهیم یا توسط جواره فیزیکی نظیر دست وپای ماصورت می پذیرد  ویا بتوسط زبان وچشم وگوش ویا ، ذهنی وفکری وخیالی است .طبیعتاً ما بیشترین اهمیت را به اعمال جسمی می‌دهیم چرا که ظاهر مشخصی دارد. مثلاً کتک زدن بسیار ناپسند تر از دشنام دادن است و هر دوی آن‌ها بسیار شدیدتر و قابل سرزنش‌تر است نسبت به سوء نیتی که اظهار نشده باشد.درصورتی که فکر بد گارمای ضخیم تری دورما می سازد تا عمل بدفکربد ذهنی از عمل بد زشت تر است وعواقب بیشتری دارد وبیشتر کارما دورما جمع می کند . در مورد اعمال زبانی هم نیّت مهمترین نقش را داراست (اَلاعمالُ بالنیّات) پس کلام، اعمال و افکار ماست که مورد قضاوت قرار می‌گیرند. عمل ذهنی کارمای واقعی محسوب می‌شود و این علتی است که نتیجه‌اش در آینده معلوم می‌شود  زیرا ذهن بر همه چیزها تقدم دارد، و بر همه چیز سایه می‌اندازد وفوری کارما دراطراف ما تشکیل می دهد. اگر با ذهنی ناپاک سخن بگوئید یا عمل کنید، رنج به دنبال خواهد داشت و اگر برعکس با ذهنی پاک سخن بگوئید شادمانی به‌دنبال خواهد داشت که هم چون سایه‌ای هرگز از شما جدا نمی‌شود.

ذهن چیست:  ذهن مرکز آگاهی، ادراک، احساس ، وآمد وروند فکر  و صادر کننده واکنش از آن مرکز است  ، اما زمانی‌که ذهن شروع به واکنش می‌کند، آنگاه جنبه انفعالی قضیه وارد عمل می‌شود. این واکنش زنجیره‌ای از فعالیت‌های جدید را به جریان می‌اندازد. حلقه اولیهٔ زنجیر این فعالیت‌ها، همان واکنش اولیه یا نیّت ذهنی ماست. رنج به هر نوعی که نمایان شود، علتی را به‌دنبال دارد، اگر همه علل از بین بروند، پس دیگر رنجی نخواهد بود.  بدین ترتیب کارمای حقیقی یا علت واقعی رنج، واکنش اولیه ذهنی ماست.  بعضی واکنش‌ها شبیه خطوطی هستند که بر آب رسم می‌کنیم، بعضی واکنش‌ها شبیه خطوطی هستند که بر شن رسم می‌کنیم و برخی  واکنش‌ها شبیه خطوطی هستند که با قلم و چکش بر سنگ حک می‌کنیم.   ذهنمان هر روز مشغول انجام واکنش‌هاست، اگر در پایان هر روز به واکنش‌ها یا اعمالمان فکر کنیم، فکر آنهائی را به نظر می‌آوریم که تأثیری عمیق در آن روز داشته‌اند و اگر در پایان ماه سعی کنیم تمامی اعمالمان را به یاد آوریم، تنها یک یا دو واکنش که تأثیر بسیار عمیقی داشته‌اند، به یاد آورده می‌شوند و همین‌طور در پایان سال، بدین ترتیب می‌بینیم این واکنش‌ها بسیار خطرناکند و رنج عظیمی را بدنبال دارند. اولین قدم برای بیرون آمدن و خارج شدن از رنج، پذیرش اتفاقات لحظه است، نه به‌عنوان یک مفهوم فلسفی یا یک اعتقاد، بلکه به‌عنوان یک واقعیت.وحقیقت زیرا اگر پذیرای اتفاقات لحظه باشیم کارما  دراطراف ما شکل ایجاد نمی گیرد ؛لذا نورالهی ازطریق گیرنده های نور اطراف بدن (چاکرا)وارد مردین های ما(مردین ها کانالهای نوری هستند که شعور وفرمان الهی را به چندصد میلیارد سلول درون بدن ما می رسانند)  
با پذیرش و درک اینکه رنج چیست و چرا رنج می‌بریم، می‌توانیم به جای اینکه رنج‌ها بر ما مسلط شوند، کنترل‌شان کنیم و راهی را پیدا کنیم که به خروج از رنج بیانجامد(مثلاً شمارش کالای مغازه را داشته باشیم تا فکر رنج آور اینکه ممکن است کارمند من دزد باشد در ذهن خطورنکند) در واقع ما به قدری گرفتار رنج‌هایمان هستیم که رها شدن از آن غیر ممکن به‌نظر می‌رسد اما وقتی شادی واقعی ذهن را تجربه کنیم، لذت واقعی را بدست خواهیم آورد.

نتیجه: کارما به معنای«تاوان» است. بدین معنا که نتیجه ی اعمال نیک و بد فرد در زندگی کنونی ابدی که آخرت نام دارد  تاثیر خواهد گذاشت. به موجب قانون کارما کردار، گفتار یا پندار هر فرد، موجب نتایج و سبب اموری است که طبق فرمایش حضرت امیر (ع) سرنوشت حیات دنیوی واَخروی ابدی او را مشخص می کند لذاافکار و اعمال وگفتار بد  در دنیا بصورت رنج ودرد و نداری و بیماری جسمی وروحی واحساسی ودر آخرت بصورت کوری بما برمی گردد

اگر ما حق کسی را پایمال می‏کنیم، اگر دل کسی را می‏شکنیم، اگر با صدای بوق اتومبیل خود در ساعت ۱۲ شب دیگران را می‏آزاریم، اگر پشت سر کسی غیبت می‏کنیم و یا حتی اگر خوبی می‏کنیم، دست افتاده‏ای را می‏گیریم، دل ناشادی را شاد می‏نماییم و یا کیسۀ سنگین برنج را از دست پیرزنی می‏گیریم، منتظر عین عمل یا شکل تغییر یافتۀ آن باشیم که شخصی دیگر در حق ما انجام خواهد داد. مولانا می فرماید :

از مكافات عمل غافل مشو        گندم ز گندم رويدو جو ز جو

نقل است که درویشی بود که در کوچه و خیابان راه می‌رفت و می‌ کفت ای مردم : "هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی" اتفاقاً  زنی مکّاره این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه می‌گوید وقتی شعرش  را شنید گفت: "من پدر این درویش را در می‌آورم".

زن به خانه رفت و خمیر شیرینی درست کرد ولی هنگام پخت  کمی زهر هم لای خمیر شیرینی ریخت و آورد و به درویش داد و رفت به خانه‌اش و به همسایه‌ها گفت: "من به این درویش ثابت می‌کنم که هرچه کنی به خود نمی‌کنی".

از قضا زن یک پسر داشت که هفت سال بود گم شده بود یک دفعه پسر پیدا شد و برخورد به درویش و سلامی کرد و گفت: "من از راه دور آمده‌ام و گرسنه‌ام" درویش هم همان فطیرِ شیرین  آلوده به زهر را به او داد و گفت: "زنی برای ثواب این فتیر را برای من پخته، بگیر و بخور جوان!"

پسر فطیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت: "درویش! این چی بود که سوختم؟"

 

درویش فوری رفت و زن را خبر کرد. زن دوان‌دوان آمد و دید پسر خودش است! همانطور که توی سرش می‌زد و شیون می‌کرد، گفت: "حقا که تو راست گفتی :هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد  کنی.